محمد مهدى ملايرى

147

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

هديه‌ها بر او عرضه گردد و آن‌گاه به قيمت عادلانه قيمت شوند و اگر قيمت هديه به ده هزار درهم رسيد آن را در ديوان خاص ثبت كنند و اگر هديه‌دهنده انتظار پاداشى داشته باشد و در طى سال اتفاقى براى او افتاده كه نيازمند كمك شود مثل اينكه مصيبتى بر او برسد يا ساختمانى بسازد يا مهمانىاى بزرگ و وليمه‌اى بدهد يا پسر زن دهد يا دختر به شوهر دهد ، و هديهء او ده هزار درهم باشد ، دو برابر آن را به عنوان كمك به او بدهند ، ولى اگر هديهء او چيز كوچكى بوده مانند پيكانى يا سيبى يا ترنجى و مانند آنها ، بر شاه است كه در هنگام نيازمندى او به اندازه‌اى كه اخلاص و وفادارى هديه‌دهنده مقتضى آن است و خيلى بيش از اندازهء هديه‌اش ، او را پاداش دهد . و اگر كسى از اين افراد در هنگام نيازمندى به او كمكى نمىرسيد ، موظف بود كه اين امر را به ديوان اطلاع دهد و از زنده داشتن اين آيين غفلت نكند و اگر چنين نمىكرد كيفر مىيافت ، زيرا اين امر توهين به شاه و نشانه‌اى از بىاعتنايى به او تلقى مىشد . « 1 » وصفى كه در كتاب تاج آمده بيشتر مربوط به آيين هديهء نوروزى در ميان طبقهء بزرگان و درباريان است ، ولى از عنوان اين فصل ( و من حق الملك ان يهدى اليه الخاصة و العامة ) چنين برمىآيد كه در اين امر طبقات خاصة و عامة هردو شريك بوده‌اند . در ديوان جرير - شاعر عرب در عهد اموى - قصيده‌اى است در هجو اخطل شاعر همروزگار او كه در بيتى از آن اخطل را كه از قبيلهء تغلب بوده نكوهش كرده است كه قبيلهء او جزيهء نوروز مىپرداخته‌اند . « 2 » اگر چنين

--> ( 1 ) . تفصيل اين اجمال را در كتاب التاج فى اخلاق الملوك ، ص 146 - 150 خواهيد يافت . ( 2 ) . شعر جرير اين است : عجبت لفخر التغلبىّ و تغلب * تؤدّى جزى النّيروز خضعا رقابها يعنى من در شگفتم از خودستائى كسى كه از قبيلهء تغلب است با اين‌كه تغلب با سرافكندگى جزيهء نوروز مىپردازد . اين بيت شعر را جواليقى در كتاب « المعرّب من الكلام الأعجمى » به عنوان شاهدى براى به كار بردن كلمهء نيروز در عربى آورده و اصل قصيده را هم در ديوان شعر جرير ص 54 - 51 مىتوان يافت .